افلاطون
دربارۀ سازمان سیاسی جامعه ، افلاطون بارها ، مخصوصآ در دو کتاب بزرگ خود"جمهوری " و "قوانین" به تفصیل تمام سخن گفته ولی هستۀ مرکزی همۀ آن سخن ها این جملۀ معروف است :
" اگر در جامعه ها فیلسوفان زمامدار نشوند، یا زمامداران به راستی دل به فیلسوفان نسپارند ، و اگر فلسفه وقدرت سیاسی بایکدیگر توام نشوند...
بدبختی جامعه ها ، و بطور کلی بدبختی نوع بشر ، به پایان نخواهد رسید " دلیل این که این سخن در "جمهوری "برحسب اتفاق نیامده بلکه بیان کنندۀ اعتقاد واقعی افلاطون است ، این است که او در مشهورترین ومفصل ترین نامۀ خود که در اواخر عمر نوشته به نامۀ شماره هفت معروف است و وصیتنامۀ سیاسی او به شمار میرود همان مطلب را با عبارتی دیگر بیان کرده است که می گوید :
"برای اینکه حق فلسفه را ادا کرده باشم فاش می گویم که تنها فلسفه میتواند زندگی خصوصی واجتماعی آدمیان را سامان بخشد .بنابرین آدمیان وقتی از بدبختی رهایی خواهند یافت که یا فیلسوفان راستین زمامدار جامعه شوند ، یا کسانی که زمام امور جامعه را به دست دارند به فلسفه روی آورند ودر آن به اندازۀ کافی تعمق کنند "
این سخن در نظر نخست چنان شگفت انگیز می نماید که سبب شده است بسی کسان آرزو های افلاطون را در بارۀ سازمان سیاسی جامعه خیالی واهی بشمارند .ولی اگر هدفی را که افلاطون برای زندگی اجتماعی قایل است ، بشناسیم درآن باره داوری دیگر خواهیم کرد .فلسفۀ افلاطون برپایه اخلاق استوار است .
از کتاب افلاطون "جمهوری" .
باعرض حرمت عزیز فاریابی.